تو رگام میجوشه خونم
خیلی من واسه عمو دل نگرونم
تو رگام میجوشه خونم
من نمیخوام دیگه تو خیمه بمونم
سنگینه سینهم
طاقت ندارم عمه رو گریون ببینم
من غیرتیام
از من نخواه دیگه توی خیمه بشینم
باید برم وقتی عموم افتاده تو چنگ سپاه
عمه رها کن دستمو باید برم به قتلگاه
(ای بی کفن مظلوم من، مظلوم من مظلوم من
عریان بدن مظلوم من مظلوم من مظلوم من)
اومدم بالا سر تو
اومدم تو لحظههای آخر تو
اومدم بالا سر تو
نیزهها رو بردارم از پیکر تو
میری تو از حال
واست بمیرم تنها افتادی تو گودال
حیف از تن تو
که داره زیر سم مرکب میشه پامال
دستم جدا شد از تنم اومد صدای هلهله
جسم منو به جسم تو میدوزه تیر حرمله