تا که در سینهی خود، غصهی هجران داریم
قلب محزون شده و دیدهی گریان داریم
ما فقیریم که جز تو به کسی رو نزدیم
بر درِ خانهیتان چشم به احسان داریم
با ظهورت همهجا بارشِ نعمت بشود
با ظهورت همه امید به باران داریم
کاش امشب بشود حال تو را درک کنم
مثل تو خونِ دل و حال پریشان داریم
این سیاهیِ عزا بر تنِ ما میماند
تا زمانی که در این سینهی خود جان داریم
همهی زندگیِ ما به فدای زهراست
ما به این جمله به والله که ایمان داریم
پس عزیزند تمامیِ فداییهایش
خودتان را برسانید که مهمان داریم
ای کسانی که به این خاک تعصب دارید
نقطهی مشترکِ عشقِ به یران داریم
و بدانید که ما سایه ی این امنیت و
عزت کشور خود را ز شهیدان داریم
کاش میشد که شبیه شهدا گریه کنیم
ما ببینیم به دل، آتش سوزان داریم
پس بسوزیم همه، مادر ما را کشتند
پس چرا زنده بمانیم، چرا جان داریم