اسیر عشقمو شور نگار میگیرم
اسیر عشقمو شور نگار میگیرم فقط به نام رقیه، قرار میگیرم همیشه خاک کف پای دختر شاهم من از محبت او، اعتبار میگیرم اگر چه پای گدایی او گذشت عمرم شبیه کهنه شرابم، عیار میگیرم برای این که زَنَم از کرامتش فریاد تمام حنجرهها را به کار میگیرم اگر چه غرق گناهم، خزان بی روحم ولی ز دست کریمش، بهار میگیرم در آسمان نگاه سه ساله بارانم که میل جاذبه، از این مدار میگیرم درخت بی ثمری بودم و ز شربت اشک به لطف حضرت ریحانه، بار میگیرم برات کرب و بلایم، به دست فاطمه هاست جواز زائر بی انتظار میگیرم