آهم چرا از روز هجرت آتشین نیست
قلبم چرا چون قبل از دوری غمین نیست
(تو نیستی، من بی خیالِ بودنِ تو)۲
بی عارم و از ننگ، داغی بر جبین نیست
من را همیشه در بدی میبینی اما
دیگر شرارِ قهرت آقا در کمین نیست
حق میدهم از من تو برداری نظر را
میدانم از لطف تو سهمم بیش از این نیست
آنقدر که غیر از تورا با چشم دیدم
چشمم دگر با گریه در روضه قرین نیست
دیگر ندارم انتظار دیدنت را
تقدیر این آلوده دامن این چنین نیست
تنها مسیری که نجات من در آن است
جز کربلای روزهای اربعین نیست
روضه بخوانم، مادری جان سوز میگفت
بعد از حسین امالبنین، امالبنین نیست