من به نسل جوان خودمان، نسل جوان کشورمان، خیلی اعتقاد دارم. جوانها در همهی میدانها پیشرانند، پیشروند، شوقانگیزند، در این میدان هم همینجور، در این میدان هم جوانها میتوانند پیشرو باشند، پیشران باشند، شوقآفرین باشند، هم خود جوانها همه شرکت کنند، هم دیگران را تشویق به شرکت کنند. یکی از کارهای شما جوانها همین است، پدرها، مادرها، همدرسها، خویشاوندان، هممحلّهها و همهی مرتبطین را با استدلال میتوانید تشویق کنید، کاری است که ممکن است. البتّه یک کسانی هم ممکن است واقعاً نتوانند شرکت کنند، یعنی اینکه ما همه را تشویق میکنیم به شرکت در انتخابات، بعضیها هستند که واقعاً به هر دلیلی قادر به شرکت در انتخابات نیستند، با آنها ما هیچ مطلبی نداریم، حرفی نداریم، ولی آن کسانی که اظهار بیمیلی به انتخابات میکنند ــ که متأسّفانه [اینجور افرادی] هستند، هم خودشان اظهار بیمیلی میکنند، هم دیگران را تشویق میکنند به عدم حضور ــ اینها به نظر من یک قدری بیشتر فکر کنند روی این قضایا، رأی ندادن هیچ فایدهای ندارد. شما میگویید رأی دادن ممکن است بیفایده باشد، خب ممکن هم هست بافایده باشد، یعنی در رأی دادن احتمال فایده وجود دارد، در رأی ندادن احتمال هیچ فایدهای وجود ندارد. رأی ندادن هیچ دستاوردی ندارد، امّا رأی دادن [احتمال دستاورد دارد]، حالا بنده که میگویم حتماً دستاورد دارد، [امّا] آن کسی که تردید دارد بگوید احتمالاً دستاورد دارد.
هنوز نظری ثبت نشده