ملت ایران، دولت و سیاست امریکا را به عنوان یک غاصب و زورگو و استثمارگر و متعرض، از کشور خود بیرون کرده است. این، حکایت صاحب خانهای است که در زمان غفلت و نادانی کودکی، خانه و مستغلاتش غصب شده و حالا که به سن رشد و جوانی رسیده، به واسطهی عقل و نیرومندی، مصالح خود را تشخیص میدهد و غاصب را از ملک خویش بیرون میراند. هیچ غاصبی، به زبان خوش بیرونبُرو نیست و باید او را راند. در غیر این صورت، از آغاز غصب نمیکرد. غاصب را باید بیرون انداخت. ملت ایران، غاصب - یعنی سیاست و راه امریکا و مستشاران و مزدوران امریکایی - را به زور و با قدرت، از داخل خانهی خود بیرون انداخت. معلوم است که این غاصب، کینهی این ملت و انقلاب و دولت را همیشه در دل نگه خواهد داشت. اگر باز هم آمد و گفت: اجازه بدهید ما با هم آشتی کنیم و دوست باشیم، بدانید که قصد او باز هم دشمنی و سوء استفاده و استثمار است.
هنوز نظری ثبت نشده