گریز های شام غریبان
1. گرچه تشييع جنازهى حضرت فاطمه عليهاالسلام شبانه و غريبانه بود ولى ديگر نگذاشتند بدن مطهر بدون تجهيز روى زمين بماند، دلها بسوزد براى آن امامى كه نه تشييعى داشت و نه تشييع كنندگانى، سه روز زير آفتاب سوزان بدون غسل و كفن
باقى ماند.
2. در منظرهى وداع يتيمان فاطمه عليهاالسلام با مادر، ندايى به اميرالمؤمنين عليهالسلام رسيد كه فرزندان فاطمه را درياب، آنها را از مادرجدا كن كه همهى ملائك به گريه افتادند. اميرالمؤمنين عليهالسلام باملاطفت و مهربانى فرزندان را از بدن جدا كرد. (1)
امّا دلها بسوزد براى لحظهاى كه سكينه عليهاالسلام كنار بدن بى سر پدرگرم شيرين زبانى و آه و ناله بود كه: فاجتمعت عدّة من الاعراب حتّى جرّوها عنه.
«جمعى از اعراب (به دستور عمر سعد) نزد سكينه آمدند و او را كشان
كشان از بدن پدر جدا ساختند.» (2)
3. امام صادق عليهالسلام فرمودند:
اوّل ما يتحفّ به المؤمن يغفر لمن تبع جنازته. (3)
«اوّلين تحفهاى كه به مؤمن پس از مرگ داده مىشود اين است كه خداوند تبارك و تعالى تشييع كنندگان جنازهاش را مىآمرزد.»
اشارهى گريز؛ مگر تشييع جنازه يك امر مستحبى نيست، آن هم مستحب مؤكد و آن هم تشييع جنازهى دختر پيغمبر صلىاللهعليهوآله، چرابايد افراد معدود بر او نماز بخوانند؟ و چرا بايد محل قبرش مجهول بماند و كسى نداند زهرا عليهاالسلام پارهى تن پيامبر صلىاللهعليهوآله را در كجادفن كردهاند؟!
4. مستحب است جنازه را در چند قدمى قبر زمين بگذارند و تاسه مرتبه كم كم نزديك ببرند و نيز مستحب است گرههاى كفن را باز كنند و صورت ميت را روى خاك بگذارند و بالشى از خاك زير سر او بسازند و پشت ميّت خشت خام يا كلوخى بگذارند كه ميّت به پشت برنگردد.آنگاه نزديك گوش او تلقين بخوانند و... .
5. هنگام ازدواج على عليهالسلام با فاطمه عليهاالسلام، پيامبر صلىاللهعليهوآله، دست زهراى مرضيه عليهاالسلام را در دست اميرالمؤمنين نهاد و فرمود:ياعلىّ! هذه فاطمة وديعتى عندك. «على جان! اين فاطمه است و امانت من نزد توست!»
گريز؛ اميرالمؤمنين عليهالسلام هنگام دفن بدن مطهر زهرا عليهاالسلام خطاب به
پيامبر عرض كرد:
قد استرجعت الوديعة وأخذت الرهينة. (4)
«اى پيامبر خدا! اينك امانت شكوهبار باز گردانده شد و آن گروى
ارجمند دريافت گرديد.»
---------------------------------------------------------------
1- . گنجينهى معارف ج 2 ص 976.
2- . سوگنامهى آل محمد صلىاللهعليهوآله ص 400.
3. فروع كافى ج 3 ص 173.
4. همان، ص 806.
هنوز نظری ثبت نشده