کنار تربت
من حيدرم هم طينت تو زهرا
جانم فداى عصمت تو زهرا
شبها كه مردم مست خواب جهلاند
آيم كنار تربت تو زهرا
دستاس هم حنانهى تو باشد
نالد به ياد غربت تو زهرا
من روى محسن را نديدم و شد
او همنشين جنّت تو زهرا
دامان من گرفتى و عدو زد
بر بازوى پر همّت تو زهرا
ثابت نمودى كفو مرتضايى
من زندهام از غيرت تو زهرا
دشمن نشُسته دست از جنايت
آيد به نبش تربت تو زهرا
ديگر گرفتم ذوالفقار در دست
تنها براى حرمت تو زهرا
تا روز محشر دشمن تو رسواست
از بينش و از حكمت تو زهرا
گفتى على قبر مرا نهان كن
نازم به حُسن نيّت تو زهرا
ديشب ملائك بيقرار گشتند
در آسمان از رجعت تو زهرا
جواد حيدرى
هنوز نظری ثبت نشده