چند حديث پيرامون فضائل اذان
1. امام صادق عليهالسلام فرمودند:
المؤذّن يغفراللّه له مدّ صوته ويشهد له كلّ شىء سمعه. (1)
«خداوند مطابق شعاع صوت مؤذن به او آمرزش مىبخشد و هر چيزكه صداى او را بشنود دربارهى او در پيشگاه خدا شهادت مىدهد.»
2. على عليهالسلام مىفرمايد: در روز قيامت اذان گوها از سايرين سرافرازترند. (2)
3. رسول خدا صلىاللهعليهوآله فرمودند:
من اذن فى مصر من امصار المسلمين سنة وجبت له الجنّة. (3)
«كسى كه در يكى از شهرهاى مسلمان يكسال اذان بگويد، بهشت براى او واجب مىشود.»
4. امام رضا عليهالسلام فرمودهاند: مردم بعلل زيادى مأمور به اذان شدند، از جمله آنكه اذان وسيلهى تذكر مردم و بيدارى غافلان و اعلام وقت است... (4)
صبر و استقامت بلال
بلال در ابتدا، غلام «امية بن خلف» بود، هنگاميكه امّيه از
اسلام آوردن بلال با خبر شد برآشفت و هر آنچه توان داشت او
راشكنجه و عذاب نمود. هر روز هنگامى كه آفتاب به وسط
آسمان مىرسيد و زمين حجاز همچون ديوارهى تنور مىشد او
را با پاى و بدن برهنه روى ريگهاى داغ شكنجه مىداد و گاهى
بدن او را روى خارها مىكشانيد ولى بلال در برابر آن همه آزار واذيتها مىگفت: «احداً احداً» (از خداى واحد دست نمىكشم.)
خود بلال گفته بود؛ اين خبيث (امّيه) روزى در هواى بسيار
گرم و سوزان مرا مقابل آفتاب به چيزى بست و يك شبانه روز
همچنان بسته گذاشت و سپس هنگام ظهر، مرا به روى ريگهاى
سوزان مكّه انداخت و سنگ داغى بروى سينهام نهاد بطورى كه
بى هوش شدم... (5) بنا بر نقلى؛ «ابن حكم» خبيث، روزى اعلام كرد، دسته دسته مردم، در يك ميدانى جمع شدند، ظرفى پر از آتش شعله ورآوردند، مفتول آهن را با آتش داغ نموده و در انظار مردم براىعبرت گرفتن مردم، به بدن مبارك «بلال» مىچسباندند ولى هيچگونه آثار باختگى در صورت وى مشاهده نمىشد و او نه تنها تسليم نمىشد بلكه پا فشاريش بيشتر مىگرديد. (6)
خدمتگزارى بلال به زهراى اطهر عليهاالسلام
روزى مردم و پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله در مسجد به انتظار اينكه بلال بيايد و اذان بگويد نشسته بودند پس از گذشتن مدّتى بلال آمد.پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: اى بلال! چه موجب شد كه دير به مسجدحاضر شوى.
بلال عرض كرد: به خانهى فاطمه عليهاالسلام رفتم، مشغول دستاس كردن بود و حسين عليهالسلام گريه مىكرد، گفتم؛ اى دختر رسول خدا صلىاللهعليهوآله! به من اجازه دهيد شمارا كمك نمايم. فرمود: من به نگهدارى فرزندم سزاوارترم.
حضرت زهرا عليهاالسلام به نگهدارى حسين عليهالسلام پرداخت، تا او را آرام كند، من هم مشغول دستاس گرديدم همين سبب دير آمدنم گرديد.
پيامبر صلىاللهعليهوآله فرمود: رحمتها، رحمك اللّه، «مهربانى به دخترم نمودى،خدا به تو مهربانى فرمايد.» (7)
----------------------------------------------
1. سيماى بلال حبشى، محمد محمدى اشتهاردى، ص 127.
2. وسائل الشيعه، ج 4، ص 615.
3. همان، ص 613.
4. به نقل از اصول كافى، سخنرانيهاى بلاغى، ص 117.
5.سيمایبلالحبشى،محمّدمحمّدىاشتهاردى،ص50،الاوائل، ص21
6. همان، ص 54.
7. . بحار الانوار، ج 10، ص 23.
هنوز نظری ثبت نشده