چادر
اى رشتهاى از حبل خدا، چادر زهرا
اى بافته اهل سما، چادر زهرا
اى گوشهاى از جلوهاى از ظلالهى
اى تكهاى از عرش خدا، چادر زهرا
اى جوشش رحمت به طفيل حركاتت
اى كوشش اُمُالنُّجبا، چادر زهرا
رضوان و جنان خلدبرين جنت و طوبى
در نزد تو دارد چه بها، چادر زهرا
الياف تو را دست خدا بافته درهم
تا عشق شود جلوه نما، چادر زهرا
در روز جزا رشتهاى از تو برهاند
يك سر همه اهل ولا، چادر زهرا
اسباب شفاعت به قيامت، به تو باشد
چشمان تمام صلحا، چادر زهرا
سجاده نشين همره آن طاهره هر شب
بودى به مناجات و دعا، چادر زهرا
انوار تجلى شده در رنگ سياهى
اى فخر و مباهات نسا، چادر زهرا
افسوس شكستند تو را حرمت و پامال
گشتى به صف اهل جفا، چادر زهرا
تنها سپر فاطمه در حمله اعدا
اى اسلحه بنت هُدى چادر، زهرا
در كشمش كوچه تو يك لحظه نگشتى
از بانوى اسلام جدا چادر، زهرا
چون حكم فدك پاره شدى؟، واى ندانم
اسرار مگو را بنما، چادر زهرا
گلرنگ ز خونابه آن سينه مجروح
گشتى تو شبيه شهدا، چادر زهرا
در روز جزا خلق بميرند چو بينند
بر تو اثر ضربه پا، چادر زهرا
با فاطمه شلاق تو خوردى و كشيدى
پرده به همان دست چرا، چادر زهرا
اى همدم رنجورى بانوى مدينه
اى شاهد هر رنج و بلا، چادر زهرا
تا بر سر زينب تو شدى، ديد على گفت
شد همسر من زود فدا، چادر زهرا
(شاعر:سيد محمد مير هاشمى)
هنوز نظری ثبت نشده