پرهيز
- 9
- 0
پرهيز اگر زردم، اگر خشكم، درخت رو به پاييزم تمام برگهايم را به پاهاى تو مىريزم چه جذاب است درياى پر امواج نگاه تو بيا بنشين كنار من كه از شوق تو برخيزم تو آن تنهاترين هستى، تو آن خانه نشين هستى من آن تنها زنى هستم كه از عشق تو لبريزم الا اى دست رحمت، دستهايم را نمىگيرى؟ كه شايد اين دم آخر به دامانت بياويزم الهى بشكند دستى كه باعث شد دراين شبها از اينكه مقنعه از چهره بردارم، بپرهيزم غريبى خوب مىدانم ولى كمتر بيا خانه خجالت مىكشم وقتى به پايت بر نمىخيزم (شاعر: على اكبر لطيفيان)

هنوز نظری ثبت نشده