يا مولاتى يا فاطمة اغيثينى
مرحوم حاج سيّد يحيى واعظ يزدى به دعوت آيت اللّه فقيه كرمانى براى مبارزه با فرقهى ضالهى شيخيه به كرمان رفت و به كار تبليغ بر عليه آنان پرداخت، فرقهى مزبور تصميم به قتل سيد يحيى گرفتند، براى اين كار ايشان را در باغى خارج از شهر براى منبر دعوت كردند، سيد در باغ احساس خطر كرد و ديد در دام مرگ افتاده و كسى هم از وضع او با خبر نيست، در آن حال به حضرت زهرا عليها السلام توسل مىجويد، نماز استغاثه به حضرت فاطمه عليها السلام را مىخواند و شروع مىكند به گفتن: يا مولاتى يا فاطمه اغيثينى .
«اى سرور من يا فاطمه به فريادم برس.»
در اين لحظه كه دشمنان آماده بودند او را قطعه قطعه كنند، ناگهان صداى تكبير و فرياد مسلمين بلند شد و باغ را محاصره كرده از ديوار وارد شدند و سيّد را آزاد كردند و با احترام همراه آيه اللّه كرمانى به شهر كرمان آوردند.
از آيه اللّه كرمانى پرسيدند، شما از كجا دانستيد كه سيد يحيى در معرض خطر و مرگ افتاده است؟ فرمود: خوابيده بودم، در عالم خواب حضرت فاطمه زهرا عليها السلامرا ديدم آن حضرت فرمود:
شيخ محمد رضا، فوراً خودت را به پسرم سيد يحيى برسان و او را نجات بده كه اگر دير كنى كشته خواهد شد.
___________________________
1. صديقهى شهيده فاطمه الزهرا عليها السلام، ص 168، مردان علم در ميدان عمل،ج 1، ص 396.
هنوز نظری ثبت نشده