يا مادر
آيا اجازه مىدهى گويم تو را مادر
من بى بها هستم تو هستى پر بها مادر
از مادرى تو على باور شديم آرى
پروردهاى ما را غلام مرتضى مادر
جان شلمچه سيرتان، آن سرخ پهلويان
قبل از اجل بالين اين خسته بيا مادر
روز قيامت كه كسى پشت و پناهم نيست
راهى به جنت وا كنم با ذكر «يا مادر»
ما را اگر قابل بدانى يك سئوالى هست
يك سنگ قبر حتى ندارى تو چرا مادر؟!
دير آمديم و روضه خوانهايت به ما گفتند
خوردى كتك از دست اولاد زنا مادر
پاى زمين افتادن تو در بر حيدر
كوچك بود حتى غم كرب و بلا مادر
خواهم ز حق تا در ركاب حضرت مهدى
گيرم تقاص زخم بازوى تو را مادر
جواد حيدرى
هنوز نظری ثبت نشده