وصيتهاى حضرت فاطمه عليها السلام
حضرت فاطمه عليها السلام در لحظههاى واپسين زندگى به اميرالمؤمنين عليه السلام وصيّت كرد:
ياابالحسن لم يبق لى الّارمق من الحياة و حان زمان الرّحيل و الوداع فاستمع كلامى فانّك لاتسمع بعد ذلك صوت فاطمة ابداً. اوصيك يا ابالحسن ان لاتنسانى و تزورنى بعد مماتى.
«اى ابالحسن! بيشتر از لحظهاى از زندگانىام نمانده است و زمان خداحافظى فرا رسيده است، سخنان مرا بشنو، زيرا پس از اين صداى فاطمه را هرگز نخواهى شنيد. تو را وصيّت مىكنم، اى ابالحسن مرا فراموش نكنى و پس از وفاتم همواره مرا زيارت نمايى.» (1)
در روايت ديگر، حضرت فاطمه عليها السلام چنين فرمودند:
اى پسر عموى من! يقيناً مىدانم بايد از دنيا بروم و مىدانم كه تا چند ساعت ديگر به پدرم ملحق خواهم شد و آنچه در دل دارم بصورت وصيّت برايت بيان مىكنم.
على عليه السلام فرمودند:
اى دختر رسول خدا، به آنچه كه دوست دارى وصيّت كن، پس در كنار سر حضرت فاطمه عليها السلام نشست و هر كسى را كه در اطاق بود خارج ساخت. آنگاه صدّيقهى طاهره عليها السلام چنين فرمود:
اى پسر عمو! از شروع زندگىام با تو در هيچ امرى مخالفت تو را نكردم و هرگز از من دروغ و خيانت سر نزد. على عليه السلام در حالى كه او را تصديق مىكرد، فرمود: تو با تقواتر و متواضعتر از آن هستى كه من تو را بر چنين امرى سرزنش كنم. آه چقدر جدايى و دورى از تو بر من دشوار خواهد بود، مصيبت پيامبر صلى الله عليه و آله برايم زنده مىشود. از دست دادن تو براى من بسيار سخت و ناگوار است...
سپس على عليه السلام سر فاطمه عليها السلام را به سينه چسباند و با هم
گريستند.(2) و فرمود: هر وصيّتى مىخواهى به من بكن يقيناً به عهد خود وفا كرده و آنچه را وصيّت كنى انجام خواهم داد.
فاطمهى زهرا عليها السلام فرمودند: خداوند به تو پاداش نيكو دهد، پسر
عمو وصيّت مىكنم:
اولاً؛ پس از من با دختر خواهرم امامة ازدواج نمايى فانّها تكون لولدى مثلى «كه او همانند من با فرزندانم مهربان است...»
آنگاه فرمود:
اوصيك ان لا يشهداحد جنازتى من هؤلاء الّذين أخذوا حقّى فانهم عدّوى و عدّو رسول اللّه.
«وصيّت مىكنم كه هيچ كس از آنان كه به من ستم كردند و حقّ مرا پايمال نمودند در تشييع جنازهى من شركت نكنند زيرا آنها دشمنان من و رسول خدايند.»
ولاتترك ان يصلى علىّ احد منهم ولامن اتباعهم.
«و مگذار كه فردى از آنها و پيروانشان برمن نماز بگذارد.»
و ادفنى فى الليل اذا اوهنت العيون و نامت الابصار.
«و مرا در شب آن هنگام كه چشمها آرام گرفتند و ديدهها به خواب فرو رفتند به خاك بسپار.» (3)
و اجلس عند رأسى قبالة وجهى فاكثر من تلاوة القرآن والدّعاء فانّها ساعةٌ يحتاج الميّت فيها الى أنس الأحياء و انا استودعك اللّه تعالى و اوصيك فى ولدى خيراً.
«آنگاه بالاى سرم روبروى من بنشين و زياد قرآن بخوان و دعا كن، زيرا
در چنين لحظههايى، ميّت به انس گرفتن با زندگان محتاج است. من تو
را به خدا مىسپارم و دربارهى فرزندانم سفارش به نيكوكارى دارم.» (4)
____________________________
1. نهج الحياة، ص 324، كوكب الدرى، ج 1، ص 253.
2. فاطمهى زهرا عليها السلام از ولادت تا شهادت، ص589، كشفالغّمه،ج1،ص191.
3. همان، نهج الحياة، ص 330.
4. فرهنگ سخنان حضرت فاطمه عليها السلام، ص 325، بحار، ج 79، ص 27.
هنوز نظری ثبت نشده