مسلمان صبر
خانهات را پيش مردم حرمتى ديگر نبود
اينچنين رفتار با تو امر پيغمبر نبود
در تمام قرنهاى قبل و بعد تو على
كارى از رفتار آنها شرم آورتر نبود
گر مسلمان غريبى تو شد مرد يهود
صبر تو با دست بسته كمتر از خيبر نبود
صبر تو - وقتى كه ديدى همسرت را مىزنند-
انبيا را هم خدايى در خور باور نبود
در ميان شعلهها مىسوختى سر تا به پا
گر بلا گردان تو صديقهى اطهر نبود
گشت مستثناى امر «لا فتى الّا على»
بى تلاش فاطمه نامى ز تو حيدر نبود
گفت تا هستم، اميرالمؤمنين تنها على است
نى كه شوهر بلكه مولاى من زهرا على است
(شاعر: جواد حيدرى)
هنوز نظری ثبت نشده