غسل و كفن بدن مطهر
مقدارى از شب گذشته بود و سر و صداها خوابيده بود وديدگان به خواب رفته بودند كه على عليهالسلام از جاى برخاست تاوصاياى فاطمه عليهاالسلام را عملى فرمايد.
آن بدن پاك و نحيف را روى محل غسل قرار داد و همانگونه كه حضرت صدّيقه عليهاالسلام خواسته بودند به ريختن آب بر روى بدن از روى جامه اكتفا فرمود، همانگونه كه رسول خدا صلىاللهعليهوآله را غسل داده بود. (1)
شيخ عباس قمى رحمهالله مىفرمايد:در غسل آن حضرت جز اميرالمؤمنين عليهالسلام، حسن عليهالسلام، حسين عليهالسلام،زينب عليهاالسلام، امّ كلثوم عليهاالسلام، فضّهى خادمه و اسما بنت عميس كس ديگرى وجود نداشت.
امام صادق عليهالسلام فرمودند: علّت اينكه فاطمه عليهاالسلام را على عليهالسلام غسل داد، اين بود كه آن بانوى بزرگ، صدّيقه بود، پس جز صديق نبايد او را غسل مىداد چنانچه مريم عليهاالسلام را عيسى غسل داد. (2)
اسما مىگويد: فاطمه عليهاالسلام به من وصيّت كرده بود كه چون از دنيا برود، جز من و اميرالمؤمنين عليهالسلام كسى او را غسل ندهد.اميرالمؤمنين عليهالسلام او را غسل مىداد و من آن حضرت را كمك مىنمودم.
شيخ عباس قمى رحمهالله در بيت الاحزان آورده است؛ در روايت ورقه آوردهاند:
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: مشغول غسل دادن فاطمه عليهاالسلام شدم او
را درون پيراهن، بى آنكه پيراهنش را از تن درآورم غسل دادم، به خدا قسم فاطمه عليهاالسلام پاك و پاكيزه بود، سپس از باقيماندهى حنوط رسول خدا صلىاللهعليهوآله او را حنوط كردم و كفن بر او پوشاندم و پيچيدم. وقتى كه مىخواستم بندهاى كفن را ببندم، صدا زدم:
اى زينب، اى حسن، اى حسين هلمّوا تزودّوامن امّكم...«بياييد با مادرتان وداع كنيد كه ديگر او را نخواهيد ديد.»حسن و حسين عليهماالسلام آمدند و با آه ناله گفتند:
و احسرتاه! لاتنطغى ابداًمن فقد جدّنا محمّدالمصطفى ومّنا فاطمهالزهرا... .
«امان از آتش حسرتى كه هيچ گاه از فقدان جدمان، محمد مصطفى ومادرمان فاطمهى زهرا خاموش نمىگردد! مادر حسن، مادر حسين،وقتى جدّمان را ديدى، سلام ما را برسان و به او بگو: ما بعد از تو دراين دنيا يتيم مانديم.»
اميرالمؤمنين على عليهالسلام مىفرمايد:انّى اشهد اللّه انّها قدحنّت و انّت و مدّت يديها وضمّتهماالى صدرها ملياً.
«خدا را گواه مىگيرم كه فاطمه عليهاالسلام نالهاى جانكاه كشيد و دستهاى خود
را دراز كرد و فرزندان خويش را مدّتى به سينهاش چسبانيد.»
ناگاه ديدم هاتفى در آسمانها صدا زد:يا اباالحسن! ارفعهما عنها فلقد ابكيا واللّه ملائكه السّما. (3)
«اى على! حسن و حسين را از سينهى مادرشان بلند كن كه سوگند به خدااين حالت آنها فرشتگان آسمان را به گريه انداخت. حبيب مشتاق ديدار محبوب است.»
مىفرمايد: آنها را از سينهى مادرشان بلند كردم.
اثر تازيانه
قالت زينب عليهاالسلام: رأيت حين اغتسال امّى عليهاالسلام سواد جنبها،
فسألت أبى عليهالسلام فقال: هذا أثر السياط... (4)
«حضرت زينب عليهاالسلام مىفرمايد: هنگام غسل مادرم، كبودى پهلوى او را
ديدم و دربارهى آن از پدرم سؤال كردم؟ حضرت فرمود: اينها جاى تازيانه است.»
آنگاه كه اميرالمؤمنين عليهالسلام از غسل حضرت زهرا عليهاالسلام فارغ شد،گريان بيرون آمد، پرسيدند:ما يبكيك يا أباالحسن؟ من فراق الزهرا؟
«اى اباالحسن! چرا گريه مىكنى؟ آيا از فراق زهرا عليهاالسلام است؟»
فقال: فما يبكينى إلّاأثر سياط بجسمها اسودّ كانّه النيل،فهكذا تحشر يوم القيامة و تلقى اللّه. (5)
«فرمود: نه، آنچه مرا به گريه درآورده اثر تازيانهها بر جسم زهرا عليهاالسلام است كه همچون نيل كبود شده است، روز قيامت نيز چنين محشورمىشود و به ملاقات خدا مىرود.»
هفت نمازگزار
از اميرالمؤمنين عليهالسلام روايت شده كه فرمود:
زمين به خاطر هفت نفر خلق شده است. مردم به خاطر آنان روزى مىخورند و به خاطر ايشان بر آنان باران مىبارد و به خاطر آنها يارى مىشوند. آنان عبارتند از: ابوذر، سلمان، مقداد،عمّار، حذيفه، عبداللّهبن مسعود و من كه امام آنهايم و اينانهمه كسانى هستند كه بر جنازهى حضرت زهرا عليهاالسلام حاضرشده و نماز خواندند. (6)
تشييع و تدفين بدن مطهر زهرا عليهاالسلام
مراسم تكفين، پايان يافت و هنگام نماز خواندن بر پيكر مطهرحضرت زهراعليهاالسلام فرا رسيد و در آن مراسم افرادى حاضر شدند كه به فاطمه عليهاالسلام ظلم نكرده بودند.على عليهالسلام همراه سلمان، عمّار ياسر، ابوذر، مقداد، حذيفه،عبداللّهبن مسعود، عباس بن عبدالمطلب،... و عدّهاى از بنى هاشم بر پيكر زهرا عليهاالسلام نماز گزارد و مهّياى تشييع شدند.آرى تشييع جنازه حبيبهى رسول خدا عليهاالسلام چنان غريبانه،مظلومانه و مخفيانه در مدينه انجام مىپذيرد كه گويى هيچ كس او را نمىشناسد... تشييع جنازهاى كه فرزندانش حق گريه كردن و سوگوارى آشكار ندارند.
جنازهى مطهّر فاطمه عليهاالسلام را بر دوش به سوى قبرى معين بردند،قبرى براى فاطمه عليهاالسلام حفر كرده و چهار نفر از مردان كه على عليهالسلام وعباس و فضل بن عباس و نفرى ديگر بودند، آن بدن نحيف ولاغر را نزديك قبر بردند. على عليهالسلام داخل قبر گرديد، زيرا اوولىّ امر حضرت زهرا عليهاالسلام بود،بدن مطهر پارهى تن رسولخدا صلىاللهعليهوآله را در دست گرفت و او را در لحدش خوابانيد و صورتش را كه چه بسيار در سجود در برابر خداى متعال به خاك گذارده مىشد،
آن صورتى كه رسول اكرم صلىاللهعليهوآله هر شب قبل از آن كه به خواب برود مىبوسيد، آرى اين صورت را به روى خاك نهاد و فرمود:اى زمين! امانت خود را به تو سپردم، اين دخت رسول خدا صلىاللهعليهوآله است.
ابن شهر آشوب و ديگران روايت كردهاند كه چون آن حضرت را خواستند در قبر گذارند، دو دست از قبر پيدا شد، شبيه به دستهاى رسول خدا صلىاللهعليهوآله و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.
شيخ مفيد مىنويسد: وقتى كه اميرالمؤمنين عليهالسلام بدن مطهرزهرا عليهاالسلام را به خاك سپرد اشك از چشمان مباركش جارى شد، درهمين موقع بود كه متوجه قبر پيغمبر خدا شد و گفت:
السلام عليك يا رسول اللّه عنّى.«سلام برتو اى رسول خدا از من.»قلّ يا رسول اللّه عن صفيتك صبرى.«اى رسول خدا صلىاللهعليهوآله شكيبايىام از فراق محبوبهات كم شد.»قد استرجعت الوديعة...«پس امانت پس گرفته شد.»و اخذت الرّهينه.
«و گرو پرداخته گرديد.»
يا رسول اللّه! امّا حزنى فسرمد و ليلى فمسهد.«اى رسول خدا! امّا اندوهم هميشگى است و شب من با بيدارى به پايان خواهد رسيد.»
و ستنبئك ابنتك بتضافر امّتك على و على هضمها حقها، فاحفها السئوال و استخبرها الحال.«و به زودى دخت شما براى شما خبر خواهد آورد كه امّت شما برعليه من با يكديگر همدست شدند و بر خوردن حق وى نيز،سرگذشت را از او بپرس و گزارش را از او بخواه...»و لولا غلبة المستولين علينا، لجعلت المقام عند قبرك لزاما والتلبث عنده عكوفاً ولاعولت اعوال الثكلى على جليل الرّزيّة. (7)«اگر به جهت غلبهى دشمنان نبود، در كنار قبر تو اى فاطمه اقامت اختيار مىكردم و درنگ در نزد تو را مانند معتكفان بر مىگزيدم، ومانند مادرى كه جوانش مرده باشد بر اين مصيبت بزرگ مىگريستم.»
اميرالمؤمنين عليهالسلام هنگام تدفين زهراى مرضيه عليهاالسلام از امام صادق عليهالسلام نقل شده كه فرمود:
وقتى اميرالمؤمنين عليهالسلام فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا صلىاللهعليهوآله را درقبر نهاد، چنين فرمود:بسم اللّهالرحمن الرحيم، بسم اللّهو باللّه و على ملةرسولاللّه محمّد بن عبداللّه صلىاللهعليهوآله.اى صدّيقه! تورا به كسى تسليم كردم كه از من به تو سزاوارتر وبه آن چه خداى تعالى به آن براى تو راضى شود، راضى شدم.آنگاه اين آيه را تلاوت فرمود:«منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارةًاخرى» (8)
على عليهالسلام خشتها را چيد و حاضران پيش آمدند تا بر آن گوهر نبوى خاك بريزند، على عليهالسلام روى قبر را صاف كرد و دست خود رااز خاك قبر آن بانوى اسلام عليهاالسلام تكاند و مقدارى آب بر آن پاشيد.(9) و به وصاياى همسرش عمل نمود، (يعنى شروع نمود به تلاوت قرآن.)
جلس اميرالمؤمنين عليهالسلام عند قبرها باكياً حزيناً فاخذالعباس بيده فانصرف به الى المنزل.
«پس اميرالمؤمنين عليهالسلام كنار قبر همسرش، گريان و اندوهناك نشست پس عباس (عموى پيامبر) دست حضرت را گرفته و او را به سوى منزل برد.» (10)
---------------------------------------------------------
1- . فاطمهالزهرا عليهاالسلام از ولادت تا شهادت، ص 598.
2- . فاطمهالزهرا عليهاالسلام شادمانى دل پيامبر صلىاللهعليهوآله، ص 276،صديقهى شهيده،ص 205.
3. . ترجمهى بيت الاحزان، ص 279، بحار ج 43، ص 179.
4. تذكرهالمصائب،ص 135.
5.مصائب الائمه، ص 127.
6.فاطمهالزهرا عليهاالسلام بهجة قلب المصطفى صلىاللهعليهوآله ص 768، خصال، ص 360.
7. فاطمهى زهرا عليهاالسلام از ولادت تا شهادت، ص 2 60 تا 611.
8 . طه / . فاطمهالزهرا عليهاالسلام من المهد الى اللحد،ص 709.
9. . منهاج الدموع، ص 247، بيت الاحزان ص 256.
56.
هنوز نظری ثبت نشده