سيب بهشت
شبنم اشك در نگاه من است
چادر عشق تو پناه من است
مثل درياى بيكران شدهام
رنگ آبىِ آسمان شدهام
وى گندم گرفته ديدهى من
گُر گرفته دل تپيدهى من
مزّهى سيب مىدهد جانم
مثل بلبل ترانه مىخوانم
بوى سيب بهشت يا زهرا
مادر گل سرشت يا زهرا
كوثرى ناب ناب يا زهرا
مادر مهتاب يا زهرا
حوريه انسيه چه مىدانم
من به فهمه هميشه مىمانم
مادرى مادر طلوع الست
روح دستاس، زخم پينهى دست
اى صميمىترين عزيز خدا
مادر مصطفى، كنيز خدا
بى فدك هم تو مالكه مه اى
مادر كائنات فاطمهاى
اى بهشت على، قرار على
فاطمه اى گل بهار على
اى همه ممكنات و الهى تو
نور خورشيد و ماه هالهى تو
چادرت جا نماز جبرائيل
خانهات قبلهگاه ميكائيل
نفست روح بخش جان على
خندهى تو همه توان على
اى ازل تا ابد هميشه سپيد
اى به باغ على نهال اميد
كوثر ناب ناب فاطمهاى
هستى بوتراب فاطمهاى
مظهر حى و مالك و قيّوم
حجة اللّه سيزده معصوم
گر نبودى دلم چه قيمت داشت
بى تو آيا خدا قيامت داشت؟
گر به روضه هميشه مىبارم
رزق اشك از نگاه تو دارم
تو نظر مىكنى كه گريانم
تو صفا مىدهى كه مىخوانم
فاطميه رسيد و حيرانم
از كدامين حكايتت خوانم
در خيالم هزار تصوير است
چگونه قيامت تو شكست
اى غرور شكستهى حيدر
ياس در خون نشستهى حيدر
مات ماتم چرا كبود شدى
پيش چشم على تو دود شدى
عصمت كبريا و كوچه و خاك
رنگ نيلى و مادر افلاك
اى مدينه چه بىوفا هستى
تو چه ناپاك وبىحياهستى
از جگر گوشهى نبى چهخبر
اى ملاقاتيان اين بستر؟
اين نهال بريده شاخه و برگ
اين نحيف اسير بستر مرگ
چلهى خاتم است مىدانيد؟
مادر عالم است مىدانيد؟
(شاعر: على اشترى)
هنوز نظری ثبت نشده