سرِ مزار
تو گفتهاى كه بيا نيمه شب قرار اينجا
كنار پهلوى زخمى، سر مزار اينجا
من آمدم سر قبرت نشد دلم آرام
كه خواب رفتهاى اى قلب بىقرار اينجا
خدا كند ز مزارت بنفشهاى بدمد
كه رنگ و روى تو دارد گل بهار اينجا
از آن دو چشم كبودت مرا تماشا كن
عصاى دست على هست ذوالفقار اينجا
چگونه پاى نلرزد كنار اين تربت
ز من گرفته تو را دست روزگار اينجا
چگونه پاى گذارم به خانهى بىتو
چرا به سينه نكوبم سر مزار اينجا
نشسته اخترت امشب به انتظار آنجا
نشستهام سر قبرت به انتظار اينجا
رسيده صبح بيا تا به خانه برگرديم
به كودكان دل من مزن شرار اينجا
(شاعر: سيد محمد جوادى)
هنوز نظری ثبت نشده