زبرقان از شمشیر کشیدن به روی امام حسین(ع) امتناع میکند
در جنگ صفین زبرقان که از شجاعان لشکر معاویه بود در میدان جنگ آواز هل من مبارز سر داد و حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به اذن پدر بزرگوارش جهت مبارزه با او وارد میدان شد.
تا چشم زبرقان به آن جلال و شکوه حضرت افتاد متحیر شد و از هیبت آن حضرت به خود لرزید، پیش آمد و با کمال ادب خدمت حضرت عرض کرد چه کسی هستی که به مصاف من آمدهای؟
حضرت فرمود: «جدّ من رسول خداست، پدر من ولیّ خداست و مادرم دختر رسول خداست و خودم نور چشم رسول خدا حسینم.»
زبرقان شمشیر را در غلاف کرد و سر خجلت به زیر انداخت و عرض کرد اگر امعاء و احشاء من پر از تیر و سنان و نیزه و خنجر تو شود و مرا به دست خود پاره پاره و قطعه قطعه کنی نگاه تند به صورت تو نمیکنم چه برسد به آنکه به روی تو شمشیر بکشم.
حضرت فرمود: «به چه جهت؟»
عرض کرد برای آنکه خودم در مدینه بارها دیدم رسول خدا(ص) لبهای تو را میبوسید و میفرمود: «حسین(ع) از من است و من از حسینم هر که حسین(ع) را اذیت کند مرا اذیت کرده است.»
منبع
ریاض القدس، قزوینی، ج ۲، ص۱۲۶
گریزهای مداحی، علی اکبر لطیفیان، ص ۲۲۰
لینک کانال در ایتا:
eitaa.com/maddahiaalemane
لینک کانال در تلگرام:
t.me/maddahialemane
آدرس مطلب در سایت مقتل:
B2n.ir/z54881
هنوز نظری ثبت نشده