دفاع حمزه عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله
جناب حمزه سيدالشهداء عليه السلام فرزند عبدالمطلب عليه السلام، عموى
حضرت خاتم النبيين صلى الله عليه و آله و برادر رضاعى آن جناب بوده و چهار
سال سن شريفش از پيغمبر اسلام زيادتر بوده و در صدر اسلام از پيغمبر بسيار پشتيبانى مىنمود و با بزرگترين دشمن اسلام ابوجهل- لعنة اللّه عليه - مبارزهها كرد.
روزى حمزه عليه السلاماز شكار برگشت و چون وارد منزل گرديد عيال خود را بسيار افسرده ديد. سبب افسردگى او را پرسيد؟
گفت: اى حمزه اگر محمّد صلى الله عليه و آله در ادعاى خود فرضا دروغگو
باشد آيا از خويشاوندى شما هم جدا شده است؟
حمزه عليه السلام فرمود: محمّد صلى الله عليه و آله به راستگويى معروف آفاق و سيد و بزرگ ما قريش است مگر در اين چند روز كه من نبودهام چه اتفاقى افتاده است.
عرض كرد: پسر برادر شما در كنار كعبه به رسم خود اشتغال معبوديت خداى يگانه داشته ابوجهل امر كرد كه در بين نماز بچهدان شترى را بر سر آنجناب انداخته و لباس حضرت را آلوده نمودهاند و از اين جهت دو روز است كه در خانه نشسته گريه مىكند و مىگويد: من كسى را ندارم كه از من دفاع و
پشتيبانى نمايد.
چون حمزه عليه السلام اين سخن را شنيد در غضب شد و كمان خود را برداشت و به طرف مسجد آمد ديد ابوجهل با جماعتى از رفقاى خود به گرد هم نشستهاند چنان با كمان بر سر ابوجهل زد كه كمان شكست و او را گرفت و به زمين زد و نزديك بود كه فتنهاى رخ دهد و او را به جهنم واصل كند. مردم به هزار زحمت ابوجهل را از دست حمزه عليه السلام نجات دادند.
ابوجهل گفت: اى حمزه! مگر به دين محمّد صلى الله عليه و آله درآمدى كه از
او دفاع مىكنى؟
حمزه از روى عصبانيت گفت: آرى اَشْهَدُ اَنْ لا اِلهَ اِلّا اللّه وَ اَنَّ مُحمّدا رسول اللّه.
امام سجاد عليه السلام: حميّت كسى را وارد بهشت نمىكند مگر حميّت
حضرت حمزه دربارهى پيغمبر صلى الله عليه و آله كه او را بهشتى نمود. (1)
______________________________
1- منهاج الدموع ص 61.
هنوز نظری ثبت نشده