نصب اپلیکیشن نوا

خاکسپارى کشته شدگان

خاکسپارى کشته شدگان

عمر سعد تا ظهر روز يازدهم در کربلا ماند و پس از خواندن نماز بر کشته هاى سپاه خود و دفن آنها در حاليکه ابدان مطهّر شهيدان بدون غسل و کفن بر روى زمين افتاده بود دستور داد ساربانها قافله شتران را آوردند. حضرت زينب عليهاالسلاممى فرمايد: شتران اطراف هم حلقه زدند به گونه اى خاص نعره مى کشيدند. به امام زمانم حضرت زين العابدين عليه السلامعرض کردم: يادگار برادرم چرا اينگونه اين حيوانات نعره مى کشند؟ فرمود: عمه جان! بزرگ ايشان حادثه غمبار شهادت شهيدان را براى ديگران مى گويد و اينان عزادارى مى کنند و به ايشان سفارش مى کند که اينان فرزندان پيامبرند بدون هودج بر شما سوار مى شوند مواظب باشيد آسيبى نبينند.

****
حرکت کاروان از کربلا
کاروان آماده حرکت شد تمام زن و بچه داغدار بر محملهاى بدون سرپوش سوار شدند. صحنه بسيار تلخ و رقت بارى براى زينب کبرى عليهاالسلاماست. همه را سوار کرد. رو به سمت کشتگان نمود فرياد برآورد:
يا اَخا اَبَاالْفَضْل اَنْتَ الَّذى اَرْکبْتَنى حينَ خُرُوجِ المدينه؛
عباسم هنگام خروج از مدينه و طى مسير هميشه تو براى من مرکب مى گرفتى (برخيز و ببين خواهرانت در ميان نامحرمان به اسارت برده مى شوند) .(1)
سيدبن طاووس مى نويسد:
وَ حَمَلَ نِسائَهُ صَلواتُ اللّه  عَلَيْهِ عَلى اَحْلاسِ اَقْتابِ الْجَمالِ بِغَيْرِ وَطاءٍ وَ لا غِطاءٍ مُکشَّفاتُ الْوُجُوهِ بَيْنِ الْاَعْداءِ وُ هُنَّ وَ دائِعُ خَيْرِ الْاَنْبِياءِ وَ ساقُوهُنَّ کما يُساقُ سَبْىُ التُرْک وَ الرُّومِ فى اَشَدَّ الْمَصائِبِ وَالْهُمُومِ .(2)
«زنان را در ميان دشمنان با صورت هاى باز بر شتران بى هودج سوار کردند. آنان را چون اسيران ترک و روم با آنکه امانات و ودايع انبياء بودند با سخت ترين مصيبت ها و اندوه ها و بدترين وضعيت به اسيرى بردند.»

روز يازدهم وقتى همه سوار ناقه ها شدند، پاهاى حضرت سجاد عليه السلامرا هم از زير شکم شتر بستند، حضرت زينب عليهاالسلام:
فالتَفقتْ يَميناً و شِمالاً فَلَم تَر اِلاّ اجساداً على الرِّمال و رؤساً على الاسِنِة باَيدى الرِّجال فصرخت و قالت و اغُربتاه، وا اخاه و احسيناه و اعبّاساهُ، رجالاه واضيعتاه بَعْدَک يا اباعبداللّه.
نگاهى به اطراف کرد و جز بدنهاى روى زمين و سرهاى بالاى نيزه ها که در دست افراد دشمن بود کسى را نديد، پس فرياد زد و از غربت خود گفت و برادران خود را ياد کرد و گفت واى از گرفتاريهاى بعد از تو اى اباعبداللّه.
راوى مى گويد وقتى که اينها را به اينحال ديدم به ياد حرکتشان از حجاز افتادم که چقدر در عزت و بزرگى بودند ناخواسته به حالشان گريستم. در اين زمان ديدم بانوى سالمند و سياهپوشى به نزد حضرت زينب عليهاالسلام رفته و او را سوار کرد وقتى پرسيدم اين بانو کيست؟
گفتند: فقالوا هذه فِضّة جاريَةُ فاطمة الزهرا عليهاالسلام
اين زن جناب فضّه است که خدمتگزار حضرت فاطمه عليهاالسلام بود. (3)

****
خطبه ى حضرت زينب عليهاالسلام و سر به چوبه ى محمل زدن

بشيربن حزيم مى گويد: فَلَم اَرَخَفِرَةً - و اللّه - أنْطَق مِنها.
«به خدا سوگند هرگز هيچ زن با حيا و محجوبى را سخنگوتر از زينب عليهاالسلام نديدم.»
کانَّماتَنطِق تَفْرَغُ عن لِسانَ اميرالمؤمنين عَلى بن ابى طالب عليه السلام.
«گويا سخنش از زبان اميرالمؤمنين على عليه السلام خارج مى شد.»
با اشاره دست به مردم گفت: اُسْکتُوا «ساکت باشيد»
فَارتَدَب الانْفاس وَ سکنَتِ الاجراسِ، نفس ها در سينه حبس شد و زنگها در گردن مرکب ها از حرکت ايستاد.
پس از حمد و ستايش الهى گفت؛ يا اَهل الکوفه، يا اهل الخَتَل و الغَدر، اَتبکون فَلا رَقَأَت الدَّمعة... .
اى مردم کوفه! اى نيرنگ بازان و بى وفايان، به حال ما گريه نکنيد، اشکتان هرگز خشک مباد... سپس خطبّه ى غرّايى در مذمت و سرزنش آنان خواند و فرمود: واى بر شما اى مردم کوفه!
اَتَدروُنَ اىَّ کبَد لرَّسول اللّه فَرَيتُم و اَىَّ کريمةٍ لَهُ اَبْرَزتم و اَىَّ دَمٍ له سَفکتُم و اىَّ حُرمةٍ له انتهَکتم.
آيا مى دانيد که چه جگرى را از رسول خدا صلى الله عليه و آله پاره پاره کرديد و چه پرده نشينى را از حرمش بيرون کشيديد؟
و چه خونى از او ريختيد؟ و چه احترامى را از او هتک کرديد؟
راوى مى گويد:
به خدا سوگند مردم را ديدم که حيران و سرگردان مى گريستند
آنگاه امام سجاد عليه السلام فرمود: عمه جان خاموش باش. انتِ بحمداللّه عالمةُ غير مُعَلَّمِة و فَهمة غير مُفهّمه.
تو خود نا گفته و نياموخته مى دانى... .
آنگاه امام سجاد عليه السلام شروع به سخن کرد، خبينما تخاطبهنّ اذابضجة قدار تفعت، ناگهان صداها به گريه بلند شد، مردم توجه کردند ديدند دشمنان (براى بهم زدن سخنرانى امام) سرهاى شهدا را روى نيزه به ميدان آوردند يقدمهم رأس الحسين عليه السلام و هو رأس زهرى اشبه الخلق برسول اللّه يعنى پيشاپيش سرها، سر مقدّس امام حسين عليه السلام شبيه ترين افراد به رسول خدا صلى الله عليه و آله بود. هر که نظرش به آن سر افتاد گريست والريح يلعب يميناً و شمالا، باد که مى وزيد محاسن شريفش را به يمين و يسار حرکت مى داد. (4)

____________________
1- مدينه المعاجز. بحار ج 45.

2- لهوف، بخش سوم ص 160.

3- مقتل عاشورا، از مدينه تا مدينه ص 213.

4- از مدينه تا مدينه ص 813.
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل