حال كه او را فاطمه ناميدهای
فضّاله بن ايّوب از سكونى روايت كرده است كه گويد:
روزى در حالى كه غم و اندوه بر من مستولى شده بود، بر حضرت صادق عليه السلام وارد شدم حضرت فرمود: اى سكونى! چراغمناكى؟ عرض كردم: خداوند به من دخترى عطا نموده. فرمود: اى سكونى! على الارض ثقلها و على اللّه رزقها، تعيش فى غير
أجلك و تأكل من غيررزقك. «سنگينى او برروى زمين مىباشد و روزىاش بر خداوند است و دردورانى غير از دوران عمر تو زندگى خواهد كرد و از غير روزى تو خواهد خورد.» سكونى مىگويد: به خدا سوگند با اين فرمايشات حضرت،غم و اندوهم برطرف شد.فقال: ما سمّيتها؟ قلت: فاطمة.فرمود: اسمش را چه گذاشتى؟ عرض كردم: فاطمه!قال: آه آه آه ثمّ وضع يده على جبهته، إلى أن قال.فرمود: آه آه آه ... بعد دست مبارك را بر پيشانى گذارده، سخنانى فرمود.ثمّ قال:أمّا إذا سمّيتها فاطمة فلا تسبّها، ولاتلعنها،ولاتضربها.
تا اينكه فرمود: حال كه او را فاطمه ناميدهاى پس او را ناسزا نگو،نفرين نكن و او را كتك نزن!
هنوز نظری ثبت نشده