استجابت دعاى نوهى فضّهى خادمه
مالك بن دينار گويد:
در موسم حج، زن ضعيفى را ديدم كه بر شترى نحيف سوار
است، مردم او را نصيحت مىكردند كه با آن شتر به صحرا نرود و باز گردد ولى او توجهى نكرد و همراه بقيّهى مردم به راه افتاد.
هنگامى كه مقدارى از راه را در باديه طى كرديم، شتر مذكور
تحمّل رفتن را از دست داد و ايستاد، آن زن شتر را سرزنش
مىكرد و نهيب مىزد ولى فايدهاى نداشت، پس سرش را به
سوى آسمان بلند كرد و گفت:خدايا! نه مرا در خانه گذاشتى، و نه به خانهى خودت رسانيدى، تو را به عزّت و جلالت سوگند مىدهم كه در كار من گشايشى دهى، واللّه كه اگر كسى غير از تو اين عمل را با من انجام داده بود شكايت او را به سوى تو مىآوردم.
مالك بن دينار گويد:
در اين حال ناگهان شخصى نزد او آمد كه ناقهاى، ـ شتر ماده - به همراه داشت و به آن زن گفت: سوار شو! هنگامى كه وى سوار شتر گرديد آن حيوان با سرعت عجيبى حركت كرد. زمانى كه من مشغول طواف خانهى خدا بودم، آن زن را ديدم كه طواف مىكرد، پس او را سوگند دادم و خواستم كه خود را معرفى كند،گفت: «من «شهره» دختر «مسكه» دختر «فضّه» خادم حضرت فاطمهى زهرا عليهاالسلام يعنى نوهى فضّه هستم.هنگامى كه مركبم مرد، در حال اضطرار، با خدا در تماس شدم و خدا را به مقام و حرمت حضرت فاطمه عليهاالسلام قسم دادم، به همين علت خدا بر من عنايت كرد و نخواست از قافله عقب مانده و ازاعمال حج محروم باشم.»
-----------------------------------------------
1 . زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام، ترجمه ج 43 بحار، ص 293، مناقب ابن شهر آشوب، ج 3، ص 386.
هنوز نظری ثبت نشده